تبليغاتX
توجه : قسمت چت وبلاگ در پایین صفحات قرار دارد می توانید با کلیک روی صفحه و بعد انتخاب اسم و بعد از آن وارد اتاق گفتگو شوید اطلاع رسانی بازار کار و اشتغال
اطلاع رسانی بازار کار و اشتغال
فعالترین مرکز اطلاع رسانی اشتغال د ر شمال غرب کشور
از آن روز که به تبریز آمدم و  فعالیتهای خود را در زمینه اطلاع رسانی اشتغال آغاز کردم راههایی بود و بیراه هایی.مشکلاتی بود و نارسایی هایی.وبلاگ پاک جوان را سه سال پیش در چنین روزهایی به راه انداختم دکه مطبوعاتی مخصوص ارایه  فرمها و آگهی های استخدام  راه انداختم قرار گذاشتم به سایت تبدیل شویم و دفتری تاسیس کنیم مدیر فلان روزنامه و فلان هفته نامه ما را زالو صفت نامید و هزاران بهتان و هزان تهمت. عقب نشستم برخی از همشهریانم نامه نوشتند و شکایت به بزرگان بردند عقب نشستم  برخی دلالان تهدید و ارعاب نمودند گفتم نمی نویسم  وبلاگ را تعطیل کردم  در این سه سال سخنها شنیدم و آهها کشیدم چه کنیم از طلا بودن پشیمان شده بودیم و دنبال کسی بودیم ما را مس کند . ولی هیچگاه لب به شکایت  باز نکردیم با آغاز دور جدید فعالیتمان بازهم  عده ای دست بکار شده اند که نتیجه آن تماس تلفنی  عزیزی مسول البته از اداره ای مسول با اینجانب بود شکایت مردمی و گزارش مردمی علیه فعالیتهایمان شده است شنبه ساعت نه و نیم صبح برای ادای برخی توضیحات و دفاعیات بدانجا می روم ولی مطمئن باشید بر سر پیمانمان همچنان استوار و راست قامت ایستاده ایم.مکان و  اداره مورد نظر را ذکر نمی کنم که خدایی ناکرده دوستان  لطف کنند و دشمنان توطئه.

ارسال در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 توسط ع-الف
به راننده ای که مرا به باغ رضوان میبرد همان گورستان مرند   گفتم که نوشته ای بنویسد  و در جای مناسبی نصب کند  و متن آن نوشته این باشد :زندگی تکرار یک تاریخ تکراری است.امروز من تخته ای کوچک که بر روی آن  شماره ردیف  محل دفن  عزیزی از عزیزانم را میبرم و فردا شاید نه حتما  پسرم همین تخته را که که بر روی آن  شماره ردیف  محل دفن من روی آن نوشته شده  را خواهد برد.

چه تکرار غم باری.

به مناسبت در گذشت  پدری مهر بان برای همسرم و دوستی با وفا برایم و مردی  که در طول عمر خود هرگز دهن به دروغ و غیبت نگشود و با عرفان درونی خود  در سن ۵۰ سالگی و بعد از تحمل سالها رنج بیماری دار فانی را وداع گفت به سوگ نشسته ام

مرند:پنجشنبه۱۸  تیر  مسجد امام حسن عسگری شمس تبریزی از ساعت ۵ تا ۷ بعد از ظهر

مرند : جمعه ۱۹  منزل شخصی مرحوم واقع در   شمس تبریزی المهدی  ۵ تا ۷ بعد از ظهر

تبریز :    شنبه ۲۰ تیر منزل شخصی  عبدالله امین آبادی باغمشه بهشتی ۱۰ غربی

ارومیه : دوشنبه ۲۲ تیر  منزل شخصی  حسین زاده و مسجد  علی ابن ابیطالب کوی فردوس

 

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 توسط ع-الف
 

<br/><a href="http://i40.tinypic.com/2qwk2nm.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 توسط ع-الف
لحظه ای  پیش صدای خنده ای می آمد ..... گریه و سکوت ...نکند اتفاقی افتاده باشد . بسوی خوابگاهش دویدم. مادرش چهره غرق در خون امیر حسین را در آغوش گرفته بود . لحظه ای تار نمای قلبم خاموش شد  ناخود آگاه  صدای ناله از من نیز بلند شد . یا حسین و یا ابولفضلمان همسایه ها را خبر کرده بود .

امیر حسین حالا دیگر گریه هم نمیکرد ....

ساعت ۲ نصف شب خیابان عباسی بیمارستان کودکان

پزشکان اورژانس  در حال تمیز کردن لخته های خون از صورت امیر حسین  و جلوگیری از خون ریزی هستند  مقدمات برای بی حسی موضعی فراهم شده است .

بخیه زدن به محل بریده گی عمیق  در نزدیکی چشم کودک ۹ ماهه کار بسیار سختی بود که پزشکان اورژانس بخوبی از عهده آن بر آمدند .

حالا همه آرام شده ایم . سوال اساسی این است که آیا او خواهد خندید  آیا امیر حسین من بار دیگر بر چشمان پدرش نگاه خواهد کرد  آیا او بازهم .....

وخداوند در این نزدیکی است  و بخوبی میداند  قصه ناز شفق را

ارسال در تاريخ چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 توسط ع-الف
قالب وبلاگ